السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )

91

سيره معصومان ( فارسي )

جارى مىشود . هر نيازى كه از شما برآورده شد با تشكر از خدايش بپذيريد و هر كدام بر نيامد از خدا به رضا و تسليم و صبر پذيرا شويد . اميد است كه آن صلاح شما باشد ، زيرا خداوند به صلاح شما آگاه‌تر است لكن شما نمىدانيد . از دوستى و رفاقت با فرومايگان بپرهيز كه دوستى با آنان هيچ ثمرهء نيكى به بار نياورد . سودمندترين چيز براى انسان آن است كه پيش از ديگران به عيب خود مشغول گردد . پررنج‌ترين چيز نهان داشتن ندارى است ، بىارزش‌ترين چيز اندرز گفتن به كسى است كه آن را نمىپذيرد و همسايگى با حريص است . بهترين آسايش يأس از مردمان است . پرناله و نگران مباش ، خود را براى تحمل كسى كه مخالف تو و برتر از توست رام كن . همانا تو به برترى او اعتراف كرده‌اى تا با او مخالفت نكنى ! هر كه براى ديگرى فضلى نشناسد مفتون به راى خويش است و بدان كه عزت ندارد ، كسى كه خدا را رام نيست و رفعت ندارد ، كسى كه براى خدا فروتنى نمىكند . انگشترى به دست كردن ، از سنت است . محبوب‌ترين دوستانم كسى است كه عيبهايم را به من هديه كنند . دوستى نباشد جز با شرايطى ؛ هر كه همهء اين شرايط يا برخى از آنها را دارا باشد ، دوست است و گرنه او را به دوستى نسبت مده . نخست اينكه نهان و آشكارش با تو يكى باشد ، دوم اينكه زيبايى تو را از خود داند و زشتى تو را زشتى خود شمارد ، سوم اينكه رسيدن به مال و يا منصب او را با تو ديگرگون نكند ، چهارم اينكه هر چه را تواند از تو دريغ ندارد ، پنجم اينكه جامع همهء اين خصال است آن كه هنگام گرفتاريها تو را به حال خود وانگذارد . مدارا با مردم يك سوم خردمندى است . خندهء مؤمن تبسم است . براى من تفاوتى ندارد كه خائنى را امانت سپرم يا كسى را كه از امانت آن چنان كه بايد ، نگهدارى نمىكند . آن حضرت ( ع ) به مفضل فرمود : تو را به شش خصلت سفارش مىكنم تا آنها را به پيروانم برسانى . گفتم : آنها كدامند ؟ فرمود : پرداخت امانت به كسى كه به تو امانتى سپرده و براى برادرت آن را پسندى كه براى خود مىپسندى ، بدان كه هر كارى فرجامى دارد و از فرجام آن بر حذر باش و براى هر كارى ناگهانگيهايى است از آنها بر حذر باشد . مبادا صعود بر فراز كوهى بر تو آسان آيد كه به هنگام فرود آمدنت پرتگاه دارد . به برادرت وعده‌اى مده كه وفاى آن در اختيارت نيست . سه چيز است كه خداوند در آنها براى هيچ كس رخصتى مقرر نكرده است : خوش‌رفتارى با پدر و مادر چه آنان نيك باشند چه بد ، وفاى به پيمان با نيك و بد و پرداخت امانت به خوب و بد . من به سه دسته رحم مىكنم و سزاوارند كه به آنها رحم شود : عزيزى كه ذليل شده ، توانگرى كه نيازمند شده و دانشمندى كه اهل او و نادانان وى را حقير مىشمارند و خوار مىدارند . هر كه دلش به دوستى دنيا درآويخت به سه زيانش نيز در آويزد : همتى بىنهايت و آرزويى به دست نيامدنى و اميدى در نيافتنى . مردم چون